على محمدى خراسانى
122
شرح كفاية الأصول (فارسى)
2 - صبر كند و پس از مجىء زيد جزما بگويد : « اكرم زيدا . » خطاب تعليقى يك طرف تخيير است و فايدهاش اينست كه در آينده و پس از حصول شرط همين خطاب كافى و داعى و باعث بر انجام مأمور به است و نيازى به صدور فرمان جديد نيست . مولى مىتواند به همين خطاب بسنده كند . پس صددرصد بىفايده نيست . ثانيا گاهى شرايط بگونهاى است كه اگر بخواهد صبر كند تا شرط حاصل شود ، بعدا امكان امر كردن ندارد و متمكن از خطاب نيست و چارهاى ندارد ، جز اينكه از حالا خطاب مشروطى صادر كند ، مثلا مولى امروز به يك سفر ضرورى مىرود . ضمنا احتمال مىدهد كه فردا براى او ميهمان بيايد و او نباشد كه پذيرايى كند . لذا امروز كه دسترسى دارد ، به نوكرانش مىگويد : اگر فردا ميهمانان آمدند شما از آنها پذيرايى كنيد تا من برگردم . يا عبد به مسافرت مىرود و مولى به او دسترسى ندارد و از الآن به صورت تعليقى و مشروط او امرى را براى طول مسافرت او صادر مىكند . در اينگونه موارد از خير امر كردن به كلّى نمىتواند صرفنظر كند . امر تنجيزى هم كه نمىتواند بكند ؛ چون دسترسى ندارد . پس راهى جز امر تعليقى و خطاب مشروط ندارد . در نتيجه گاهى خطاب تعليقى ضرورى و لازم هم مىشود . ثالثا چنين نيست كه هميشه شرط بعدا بيايد و هنگام خطاب نباشد ؛ بلكه گاهى نسبت به عدّهاى از مأمورين و مكلّفين هماكنون و حين الخطاب ، شرط موجود است و آنان واجد شرط هستند . البتّه عدّهاى هم الآن فاقد شرط مىباشند و در آينده واجد خواهند شد . فى المثل الآن كه مولى مىفرمايد : « و للّه على الناس حجّ البيت من استطاع اليه سبيلا « 1 » » عدّهاى فعلا مستطيع هستند و عدّهاى بعدا واجد شرط مىشوند . حال چه بايد كرد ؟ آيا خطاب منجّز و مطلق رواست ؟ خير ؛ زيرا بدون استطاعت ، حجّ مطلوب مولى نيست . آيا اصلا خطاب نكند ؟ خير ؛ زيرا نقض غرض و تفويت غرض مىشود . آيا دو يا چند خطاب صادر كند ؟ خير ؛ زيرا بناى شارع مقدّس بر اين نيست كه در هر زمانى و نسبت به هركسى خطابى بفرستد .
--> ( 1 ) - سورهء آل عمران ، آيهء 97 .